ورود
Latest topics
Top posters
| semiramis | ||||
| کنستانتین | ||||
| Saint_T | ||||
| Admin | ||||
| NOBODY | ||||
| SMART | ||||
| Nikoo | ||||
| ophelia | ||||
| ehsaee_m | ||||
| h_powwer |
تقویم تاریخ
كساني كه Online هستند
هيچكدام از كاربران Online نيستند. 0 كاربر ثبت نام شده، 0 كاربر مخفي و 0 مهمان :: 1 Botهيچ كدام
بيشترين آمار حضور كاربران در سايت برابر 9 و در تاريخ Mon 9 Nov - 18:18 بوده است.
Statistics
تعداد کاربران ثبت نام شده: 154جديدترين کاربر ثبت نام شده: silver
تعداد موضوعات ارسال شده توسط کاربران سايت: 1975 in 686 subjects
آب و هوا
راه ورود
دليل قتل ؟
صفحه 1 از 1 • Share •
دليل قتل ؟
خانمي در مراسم ختم مادر خود، مردی را دید که قبلاً او را نمی شناخت. با خود اندیشید که این مرد بسیار جذاب است و با خود گفت او همان مرد رؤیایی من است و در همان جا عاشق او شد اما از او تقاضای شماره تلفن نکرد و دیگر آن مرد را ندید … چند روز بعد آن زن خواهر خود را کشت”
به نظر شما انگیزه او از قتل خواهر خود چه بوده است؟
به نظر شما انگیزه او از قتل خواهر خود چه بوده است؟
_________________
لحظه هایی هست که باید همه چیز را داد تا همه چیز را نجات بخشید.
Saint_T- طلايدار

- تعداد پستها: 323
Re: دليل قتل ؟
برای تفریح و سرگرمی شاید هم کمی حسادت
_________________
می خوردن و شاد بودن آيين منست
فارغ بودن ز کفر و دين دين منست

Admin- مدیر ارشد

-

تعداد پستها: 307
اخلاق و برخورد: صميمي
ویژگی مثبت: منتقد , خلاق , متفاوت , آيده اليست
شخصیتهای محبوب: داريوش اقبالي , مصدق , طالقاني ,عبدالکريم سروش
حالت من:
Character sheet
1:


(0/0)

Re: دليل قتل ؟
شاید اون مرده عاشق خواهرش شده بوده
شاید هم اینقدر از پسره خوشش اومده که جنون انی باعث شده خواهرشو بکشه
اصلا بیجا کرده که کشته.واسه چی کشته !!!!
سینت قوانین سایتو رعایت کن !!!!!!!!!!
شاید هم اینقدر از پسره خوشش اومده که جنون انی باعث شده خواهرشو بکشه
اصلا بیجا کرده که کشته.واسه چی کشته !!!!
سینت قوانین سایتو رعایت کن !!!!!!!!!!
_________________
برای همه ما تنها یک راه وجود داره ، یا مملو از عشق باشیم یا لبریز از ترس

semiramis- طلايدار

- تعداد پستها: 425
حالت من:
Character sheet
1:


(0/0)
Re: دليل قتل ؟
در این قضایای جنایی میتونه چند تا فرض وجود داشته باشه. اون خانم رو بیارید تا ازش اعتراف بگیرم.
ولی قبل از اینکه اعراف بگیرم باید چند تا فرض داشته باشیم.
این اتفاق میتونسته افتاده باشه.اون خانم شماره نداده به آقا خوش تیپه و ازشم شماره نگرفته.ولی خواهر اون شماره داده و شماره خونه رو هم داده.بعد از اینکه مدتی میگذره اون آقا زنگ زده خونه که این سوال مطرح میشه که اگه اون خانم شماره رد و بدل نکرده آیا با اون آقا سلام علیک هم داشته و اسمشو پرسیده ؟
اگر اسمشو پرسیده باشه که از پشت تلفن بعد از اینکه خودشو معرفی کرده اون خانمه هم آمپر چسبونده و رفته تو اتاق خواهرش.اون قصد کشتن اونو نداشته ولی طی دعوای لفظی خانمه کنترلشو از دست میده و خواهرشو به عقب هل میده و خواهرشم از پنجره پرت میشه یا اینکه سرش میخوره به تخت یا به هر حال یه بلایی سرش میاد که باعث مرگش میشه.
میشه یه فرض دیگه هم داشته باشیم.اینجا ذکر شده که از اون به بعد دیگه کسی اون آقا خوش تیپه رو نمیبینه.پس اونو از جزیان حذف میکنیم و به مسئله درگیری سر ارث و میراث میرسیم.میت میتونه تو تقسیم ارث تفاوت قائل شده باشه و خانمه هم که بسیار حسود بوده , بعد از چند جلسه صحبت سر اینکه ارث بااید به طور مساوی تقسیم بشه , خواهره زیر بار نمیره,و اون خانمه هم که زیر فشار عصبی از دست دادن اون آقا خوش تیپه و مادرش بوده , کنترل خودشو از دست میده و میزنه خواهرشو...
یه فرض دیگه که اون خانمه فکر کرده بوده که خواهرش شماره اون آقا خوش تیپه رو گرفته . پس ازش میخواد که شماره رو بهش بده در صورتی که خواهرش شماره رو نداشته و هر چقدر که بهش میگه : من شماره رو ندارم اون باور نمیکنه و فکر میکنه که خواهرش دوست نداره او.ن خوش بخت بشه.یه روز که بطور اتفاقی خواهر از خونه بیرون میاد تا به کلاس آیروبیک بره اون آقا خوش تیپه اومده بود تا یه بار دیگه تسلیت بگه(مثل اینکه دلش گیر کرده بوده),چند دقیقه ای بیرون با هم صحبت میکنن.خواهر که نگاهی از پنجره به بیرون میندازه,خواهرشو با اون آقا میبینه.بعد هم که میاد خونه بهش میگه : تو که گفتی من باهاش رابطه ای ندارم , پس چرا اوده بود دنبالت؟خواهر هم هرچی توضیح میده که داری اشتباه میکنیتو کت خانمه نمیره و به ضرب چاقو آشپزخونه خواهرشو میکشه که این یکی قتل عمد حساب میشه که تو آمریکه فک کنم 15 سال براش ببرن.(که این فرض هم تا حدودی مشکل داره چون آقا خوش تیپه بعد از اون جریان دیده نشده)
یه رابطه اینجا مشخص نیس اونم اینه که اصلا یه آقای خوش تیپ با مادر اون خانم چه ارتباطی داشته و ارتباط اون آقا با خواهر(اگر ارتباطی وجود داشته باشه)چی بوده؟
شایدم خواهره به نوعی تو مرگ مادره دخیل بوده(مامانش ناراحتی قند داشته , خواهره بهش چایی نبات داده.سرطان ریه داشته ,خواهره براش یه قلیان چاق کرده آورده.مشکل بینایی داشته بهش گفته اینجا زمینه در حالی که پله بوده.از اونجایی که قضیه بوی پول میداده, خواهره پسر خوش تیپه رو میاره خونه(مادر ناراحتی قلبی داشته),بعد که مادر خوش حال میشه از دیده پسره و فک میکنه که میخوان ازدواج کنن کل میزنه و بعد که میفهمه دخترش میخواد با قاتل پدرش ازدواج کنه سکته قلبی میکنه,یا اینکه دختره زیر پای مادرش تو حموم صابون میزاره و در مرگ مادر شریک میشه چون از مادرش متنفر بوده و پولی هم در کار نبوده.یا اینکه دختره میخواسته با پسره ازدواج کنه و مادرش نذاشته و اونم نرنیبشو داده.)که تو همه این جریانات خانمه میفهمه که خواهرش نامردی کرده و اونو میکشه.
خلاصه یه روز خانمه رو بیارید بازجوییش کنیم ببینیم مسئله از چه قرار بوده.
دیگه فرضی وجو نداره خودتون رو به زحمت نندازید مگر اینکه بخواید براش پاپوش درست کنید که اگر خواستید این کارو بکنید من خودم به شخصه ازتون حمایت میکنم.خرج و مخارج پاپوش هم با خودم.البته اگر پا(پوش)ش خوب باشه چون من از هر کجا که پا(پوش)میخرم سری خراب میشه.قیمتشم ارزون باشه.
چه ربطی به ماجرا داشت؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

_________________
آره من با درد خراشیده شدم و
در عوض محکم و تراشیده شدم
این که چیزی نیس من دیدم از این بدتراش
پله های ترقیه واسم هر خراش...

کنستانتین- طلايدار

-

تعداد پستها: 409
اخلاق و برخورد: بچه با حال
ویژگی مثبت: اس ام اس زدن با 10 انگشت
شخصیتهای محبوب: ...
علاقهمند به: هيجان
حالت من:
Re: دليل قتل ؟
به نظر میاد همگی به اندازه کافی سالم باشید که نتونید به این سوال جواب بدید .
حواسم به خودم باشه !
فکر کنید .جواب جالبه .
حدس ها رو مطرح کنید .
حواسم به خودم باشه !
فکر کنید .جواب جالبه .
حدس ها رو مطرح کنید .
_________________
لحظه هایی هست که باید همه چیز را داد تا همه چیز را نجات بخشید.
Saint_T- طلايدار

- تعداد پستها: 323
Re: دليل قتل ؟
من با یه چند تا قاتل مکاتبه کنم بعد شاید فرضای جدید گیرم اومد.
یه زنگ هم بزنم دفتر زندان عادل ۀباد یه وقت برای بند 5 و 6 بگیرم
یه زنگ هم بزنم دفتر زندان عادل ۀباد یه وقت برای بند 5 و 6 بگیرم
_________________
آره من با درد خراشیده شدم و
در عوض محکم و تراشیده شدم
این که چیزی نیس من دیدم از این بدتراش
پله های ترقیه واسم هر خراش...

کنستانتین- طلايدار

-

تعداد پستها: 409
اخلاق و برخورد: بچه با حال
ویژگی مثبت: اس ام اس زدن با 10 انگشت
شخصیتهای محبوب: ...
علاقهمند به: هيجان
حالت من:
Re: دليل قتل ؟
یعنی بین شما و کسانی که می شناسید یه دونه قاتل سریالی هم پیدا نمی شه ؟!
_________________
لحظه هایی هست که باید همه چیز را داد تا همه چیز را نجات بخشید.
Saint_T- طلايدار

- تعداد پستها: 323
Re: دليل قتل ؟
من مقتول سریالی بودم ولی قاتل نبودم.
همیشه به من ظلم شده.
چرا من همیشه باید مظلوم و مورد ظلم واقع بشم؟
چرا نقش مقتول بهم دادید؟
من نقش جنایی میخوام.اصلحه واقعی هم بهم بدید میخوام حسابی خوش بگذرونم.
خوب ما قاتل نداریم.
شما قاتل دارید؟
اگر دارید یه زحمت واستون داشتم.بهش بگید این جواب این معمای ما چی میشه,چون این پلیسای ایرانی نمیفهمن,میگن : معرفیش کنید ما خودمون ازش اعتراف میگیریم,اصلا نکنه خودت کشتیش میخوای یه جوری مسئله رو بپیچونی که کسی نفهمه . ها . فعلا 24 ساعت برو بازداشت تا مقتول رو پیدا کنیم.
_________________
آره من با درد خراشیده شدم و
در عوض محکم و تراشیده شدم
این که چیزی نیس من دیدم از این بدتراش
پله های ترقیه واسم هر خراش...

کنستانتین- طلايدار

-

تعداد پستها: 409
اخلاق و برخورد: بچه با حال
ویژگی مثبت: اس ام اس زدن با 10 انگشت
شخصیتهای محبوب: ...
علاقهمند به: هيجان
حالت من:
Re: دليل قتل ؟
سینت من اصلا حوصله حل معما رو ندارم
خیلی سنگین تره اگه خودت جوابو بگی!!!!
خیلی سنگین تره اگه خودت جوابو بگی!!!!
_________________
برای همه ما تنها یک راه وجود داره ، یا مملو از عشق باشیم یا لبریز از ترس

semiramis- طلايدار

- تعداد پستها: 425
حالت من:
Character sheet
1:


(0/0)
Re: دليل قتل ؟
به نظر میاد کسی نمی خواد فرضیه جدید ارائه کنه
پاسخ صحیح :
آن زن امید داشت که در مراسم ختم خواهرش شاید آن مرد را دوباره ببيند.
آن زن امید داشت که در مراسم ختم خواهرش شاید آن مرد را دوباره ببيند.
نتيجه علمي :
اگر شما موفق شدید به این سؤال پاسخ صحیح بدهید، احتمالاً شما یک بیمار روانی یا psychopath هستید. یکی از روانشناسان امریکایی این تست را بر روی افراد زیادی انجام داد تا به این نتیجه برسد که چه کسانی پاسخ صحیح می­دهند. نکته­ی جالب این كه اکثر قاتل­های سریالی، به راحتی و سرعت توانستند جواب صحیح بدهند. بنابراین اگر پاسخ شما هم صحیح بوده است، شما پتانسیل تبدیل شدن به یکی از قاتل­های سریالی آینده را دارید
به نظریه ی محاسبه گری ذهن معتقد نیستم اما یه چیز برام نسبتا قابل قبوله . اینکه ذهن تقریبا شبیه به یک دستگاه منطقی رفتار می کنه .
دستگاه منطقی یک مجموعه از گزاره ( هر جمله ای که در مورد درست بودنش تصمیم می گیریم ) و قضیه ( هر چیزی که مبنی بر روش استنتاج از اصل نتیجه میشه ) و اصل ( آنچه که درستی آن را پذیرفتیم ) است .
گزاره رو می تونید هم ارز رفتار بگیرید که بعد از درست بودن نسبت به اصول انجام میشه .
برای هر ذهن سالم روش های استنتاج یکسانه . یعنی ذهن همه ی ما ( البته اگه با گاف بالا هنوز من رو سالم بدونید ) با این دید به هر قضیه نگاه می کنه که هر چیز با خودش برابره ، اگر P آنگاه Q نتیجتا اگر Q- آنگاه P- ( هر گاه بارون میاد آنگاه من چتر می برم پس اگر چتر نبرده ام آنگاه باران نباریده است ) و . . . پس میشه این طور در نظر گرفت که روش استنتاج ابزار مسیره و نه جهت . اما اصول مانند جهت حرکت هستند .در نظر بگیرید که شما پا ( روش استنتاج ) دارید اما به هر سو که بخواهید ( اصل ) می توانید حرکت کنید . این اصول هستند که جهت فکری شما رو مشخص می کنند .
پس بعد از انتخاب جهت ( اصول ) شما صرفا در همان جهت حرکت می کنید و خارج از مسیر نمی روید .
این سوال هم از همین ایده استفاده می کنه . کسانی که در اصول ذهنی خود اجازه ی استفاده از هر ( تاکید ) چیزی برای رسیدن به هدف رو نمی دهند با هر مقدار هوش هم نمی توانند جوابی به این سوال بدهند .
اما موضوع جالبی در مورد ذهن من رو تحت تاثیر قرار میده.
اینکه چه طور ما می تونیم متوجه یک اشتباه در اصل بشیم و یا چه طور برای بار خارج از اصل فکر می کنیم ؟
همه ی ما احتمالا تجربه این رو که در مورد چیزی عمیق اشتباه کرده باشیم رو داریم .چه طور متوجه شدیم که یک اصل اشتباهه ؟
به دید من ذهن چندتا عملگر خیلی قوی تر از اصول داره که حتی بر روی اصول هم نظارت می کنند !
و همین طور تجربیات .
من فکر می کنم ذهن در اثر تجربیات بیرون کم کم می تونه در مسیر مستقیمی که طی می کرده نوسان کنه که با شدت و نوع تجربیات متناسبه و این به این معناست که می تونه گاهی از اوقات به طور موقتی از مسیر و اصل مورد نظر تخلف کنه و حتی اگه زیاد این نوسان بزرگ باشه می تونه به مسیر دیگه ای منتقل بشه و کاملا در آن راستا فکر و رفتار کنه .
نمونه اش پلیس ها هستند که می تونند با اصول فکری مجرم به مساله نگاه کنند .
و در نهایت یادتون نره که صدقه سلامت روانی رو هم بدید + اسفند هم فراموش نشه
شادی روح مرحومه مغفوره من یقرا فاتحه مع صلوات
به نظریه ی محاسبه گری ذهن معتقد نیستم اما یه چیز برام نسبتا قابل قبوله . اینکه ذهن تقریبا شبیه به یک دستگاه منطقی رفتار می کنه .
دستگاه منطقی یک مجموعه از گزاره ( هر جمله ای که در مورد درست بودنش تصمیم می گیریم ) و قضیه ( هر چیزی که مبنی بر روش استنتاج از اصل نتیجه میشه ) و اصل ( آنچه که درستی آن را پذیرفتیم ) است .
گزاره رو می تونید هم ارز رفتار بگیرید که بعد از درست بودن نسبت به اصول انجام میشه .
برای هر ذهن سالم روش های استنتاج یکسانه . یعنی ذهن همه ی ما ( البته اگه با گاف بالا هنوز من رو سالم بدونید ) با این دید به هر قضیه نگاه می کنه که هر چیز با خودش برابره ، اگر P آنگاه Q نتیجتا اگر Q- آنگاه P- ( هر گاه بارون میاد آنگاه من چتر می برم پس اگر چتر نبرده ام آنگاه باران نباریده است ) و . . . پس میشه این طور در نظر گرفت که روش استنتاج ابزار مسیره و نه جهت . اما اصول مانند جهت حرکت هستند .در نظر بگیرید که شما پا ( روش استنتاج ) دارید اما به هر سو که بخواهید ( اصل ) می توانید حرکت کنید . این اصول هستند که جهت فکری شما رو مشخص می کنند .
پس بعد از انتخاب جهت ( اصول ) شما صرفا در همان جهت حرکت می کنید و خارج از مسیر نمی روید .
این سوال هم از همین ایده استفاده می کنه . کسانی که در اصول ذهنی خود اجازه ی استفاده از هر ( تاکید ) چیزی برای رسیدن به هدف رو نمی دهند با هر مقدار هوش هم نمی توانند جوابی به این سوال بدهند .
اما موضوع جالبی در مورد ذهن من رو تحت تاثیر قرار میده.
اینکه چه طور ما می تونیم متوجه یک اشتباه در اصل بشیم و یا چه طور برای بار خارج از اصل فکر می کنیم ؟
همه ی ما احتمالا تجربه این رو که در مورد چیزی عمیق اشتباه کرده باشیم رو داریم .چه طور متوجه شدیم که یک اصل اشتباهه ؟
به دید من ذهن چندتا عملگر خیلی قوی تر از اصول داره که حتی بر روی اصول هم نظارت می کنند !
و همین طور تجربیات .
من فکر می کنم ذهن در اثر تجربیات بیرون کم کم می تونه در مسیر مستقیمی که طی می کرده نوسان کنه که با شدت و نوع تجربیات متناسبه و این به این معناست که می تونه گاهی از اوقات به طور موقتی از مسیر و اصل مورد نظر تخلف کنه و حتی اگه زیاد این نوسان بزرگ باشه می تونه به مسیر دیگه ای منتقل بشه و کاملا در آن راستا فکر و رفتار کنه .
نمونه اش پلیس ها هستند که می تونند با اصول فکری مجرم به مساله نگاه کنند .
و در نهایت یادتون نره که صدقه سلامت روانی رو هم بدید + اسفند هم فراموش نشه
شادی روح مرحومه مغفوره من یقرا فاتحه مع صلوات
جناب جوکر شما عمرتون به دنیا بود که مقتول نیستید !
_________________
لحظه هایی هست که باید همه چیز را داد تا همه چیز را نجات بخشید.
Saint_T- طلايدار

- تعداد پستها: 323
Permissions of this forum:
شما نمي توانيد در اين بخش به موضوعها پاسخ دهيد







» خيلي قشنگه,بهت تبريک ميگم.
» تغييرات سال نو
» ايران کشور عجيبيه!
» کي چي سوار ميشه هر کي نبينه ضرر کرده باور کنيد
» چهارشنبه سوري يا چهارشنبه سوزي
» فكر كنيد جايزه بگيريد
» به خانه ات برگرد
» نميخواهم بميرم
» راههاي جذب پول و ثروت
» بوي عيدي بوي توپ
» اقايان وارد نشوند
» رسمي پسنديده براي بزرگداشت (1.آيت الله طالقاني)
» خودکشي (اگه تصميم خودکشي داري بيا )
» روز نوشت هاي يک تاتري دانشجووو
» زن که نبودي اما....
» شايد جوابت درست باشه!
» اگه ديالوگ خوب سراغ داريد تشريف بياريد
» جنگ نرم
» ترانه خيابان خوابها !