ورود
Latest topics
Top posters
| semiramis | ||||
| کنستانتین | ||||
| Saint_T | ||||
| Admin | ||||
| NOBODY | ||||
| smart | ||||
| Nikoo | ||||
| ophelia | ||||
| ehsaee_m | ||||
| h_powwer |
تقویم تاریخ
كساني كه Online هستند
در مجموع 1 كاربر Online ميباشد :: 0 كاربر ثبت نام شده، 0 كاربر مخفي و 1 مهمان هيچ كدام
بيشترين آمار حضور كاربران در سايت برابر 9 و در تاريخ Mon 9 Nov - 18:18 بوده است.
Statistics
تعداد کاربران ثبت نام شده: 137جديدترين کاربر ثبت نام شده: sayeh
تعداد موضوعات ارسال شده توسط کاربران سايت: 1921 in 668 subjects
translate
آب و هوا
راه ورود
ترانه نجواها را دوباره بشنويم ( خواننده فرهاد )
صفحه 1 از 1 • Share •
ترانه نجواها را دوباره بشنويم ( خواننده فرهاد )
ترانه نجواها در سال 1358 توسط شهیار
قنبری سروده شد و زنده یاد فرهاد مهراد آن را اجرا کرد.ترانه سرا با اشاره به
اینکه آن چیزهایی که قابل رستن ، گفتن ، دیدن ، چیدن و خواندن هستند ، کم نیستند
خودش به عنوان ترانه سرا و به تبع آن آوازه خوان و ما به عنوان مخاطبان این
ترانه را به کم کاری متهم می کند و برای بیان این اتهامات به مثابه یک نقاش
ماهر تصویری از این کم کاریها را در برابر چشمان ما قرار میدهد و خودش و ما را در
مقطعی شبیه یک درخت پژمرده و خشک که کمرش خم شده است ، در زمانی به انسانی
در حال مرگ و در جایی به کسی که قدرت تشخیص سره از ناسره را ندارد ،
درمواردی به یک آدم ترسو و بزدل و در لحظاتی به یک فرد بهت زده تشبیه می کند و در
ادامه با تاکید بر افعال صورت نگرفته قبلی از سوی خودش و ما اتهام آخر را
کوبنده تر بیان می کند که وقتی فریاد به اوج خودش رسیده و گوش فلک را پر
کرده است به خوابی سنگین زمستانی خود فرو رفته ایم. اما شهیار قنبری علارغم این
انتقادهای واقع بینانه به آرمانها و آرزوهایش که به درستی فکر می کند
مشترک بین همه انسانهاست پشت پا نمی زند وبراهمیت حضور و مقاومت و پایداری تکیه می
کند که حتی اگر ما در حال حاضر آن طور که باید برای رسیدن به این آرمانها و
آرزوها تلاش نکرده ایم اما باید در عرصه های مختلف زندگی اجتماعی خود به
اندازه ما بخوانیم ببینیم ، بچنیم ، بگوییم و بروییم و نباید در این
حالت پژمردگی و هذیان و بی صدایی باقی بمانیم که برای رهایی از گرفتاریها و معضلات
پیش رو و فرار از روزمرگی باید باهم بودن را تجربه کنیم و این حق طبیعی ما به
عنوان یک انسان است که در تعیین سرنوشت خودمان دخیل باشیم. در نهایت به نظر می رسد
دلیل این که ترانه با این جمله به پایان می پذیرد که ((گفتنی ها کم نیست))
اشاره بر خصلت منتقد بودن سراینده این ترانه دارد که اگر باز هم سکوت
کنید و از خواب زمستانی بیدار نشوید من به عنوان یک وجدان بیدار با ابزاری به
نام ترانه حی و حاضر نشسته ام و انگشت بیداری را به سوی شما نشانه می گیرم.
* از
کتاب دریا در من که به گفته ترانه سرا آنقدر با جرح و تعدیل در ایران به چاپ
رسیده که بهتر است نام کتاب حوض در من!! باشد.
منبع :http://www.ahimsa.blogfa.com/post-3.aspx
لینک دانلود (حتما بشنوید)
رستنی ها کم نیست
من وتو کم بودیم
خشک پژمرده تا روی زمین خم بودیم
گفتنی ها کم نیست
من وتو کم گفتیم
مثل هذیان دم مرگ از آغاز
چنین درهم وبرهم گفتیم
دیدنی ها کم نیست
من و تو کم دیدیم
بی سبب از پاییز
جای میلاد اقاقی ها را پرسیدیم
چیدنی ها کم نیست
من وتو کم چیدیم
وقت گل دادن عشق روی دار قالی
بی سبب حتی پرتاب گل سرخی را ترسیدیم
خواندنی ها کم نیست
من وتو کم خواندیم
من وتو ساده ترین شکل سرودن را
در معبر باد با دهانی بسته واماندیم
من و تو کم خواندیم
من وتو واماندیم
منو تو کم دیدیم
من و کم چیدیم
من وتو کم گفتیم
وقت بیداری ی فریاد
چه سنگین خفتیم
من وتو کم بویدم
من وتو اما در میدان ها
آنک اندازه ما می خوانیم
ما به اندازه ما میبینیم
ما به اندازه ما می چینیم
ما به اندازه ما می گوییم
ما به اندزاه ما می روییم
من و تو کم نه که باید شب بی رحم و گل
مریم و بیداری شبنم باشیم
من وتو خم نه و درهم نه و کم هم نه که
می باید با هم باشیم
من و تو حق داریم در شب این جنبش
نبض آدم باشیم
من وتو حق داریم
که به اندازه ماهم شده
باهم باشیم
گفنتی ها کم نیست....
قنبری سروده شد و زنده یاد فرهاد مهراد آن را اجرا کرد.ترانه سرا با اشاره به
اینکه آن چیزهایی که قابل رستن ، گفتن ، دیدن ، چیدن و خواندن هستند ، کم نیستند
خودش به عنوان ترانه سرا و به تبع آن آوازه خوان و ما به عنوان مخاطبان این
ترانه را به کم کاری متهم می کند و برای بیان این اتهامات به مثابه یک نقاش
ماهر تصویری از این کم کاریها را در برابر چشمان ما قرار میدهد و خودش و ما را در
مقطعی شبیه یک درخت پژمرده و خشک که کمرش خم شده است ، در زمانی به انسانی
در حال مرگ و در جایی به کسی که قدرت تشخیص سره از ناسره را ندارد ،
درمواردی به یک آدم ترسو و بزدل و در لحظاتی به یک فرد بهت زده تشبیه می کند و در
ادامه با تاکید بر افعال صورت نگرفته قبلی از سوی خودش و ما اتهام آخر را
کوبنده تر بیان می کند که وقتی فریاد به اوج خودش رسیده و گوش فلک را پر
کرده است به خوابی سنگین زمستانی خود فرو رفته ایم. اما شهیار قنبری علارغم این
انتقادهای واقع بینانه به آرمانها و آرزوهایش که به درستی فکر می کند
مشترک بین همه انسانهاست پشت پا نمی زند وبراهمیت حضور و مقاومت و پایداری تکیه می
کند که حتی اگر ما در حال حاضر آن طور که باید برای رسیدن به این آرمانها و
آرزوها تلاش نکرده ایم اما باید در عرصه های مختلف زندگی اجتماعی خود به
اندازه ما بخوانیم ببینیم ، بچنیم ، بگوییم و بروییم و نباید در این
حالت پژمردگی و هذیان و بی صدایی باقی بمانیم که برای رهایی از گرفتاریها و معضلات
پیش رو و فرار از روزمرگی باید باهم بودن را تجربه کنیم و این حق طبیعی ما به
عنوان یک انسان است که در تعیین سرنوشت خودمان دخیل باشیم. در نهایت به نظر می رسد
دلیل این که ترانه با این جمله به پایان می پذیرد که ((گفتنی ها کم نیست))
اشاره بر خصلت منتقد بودن سراینده این ترانه دارد که اگر باز هم سکوت
کنید و از خواب زمستانی بیدار نشوید من به عنوان یک وجدان بیدار با ابزاری به
نام ترانه حی و حاضر نشسته ام و انگشت بیداری را به سوی شما نشانه می گیرم.
* از
کتاب دریا در من که به گفته ترانه سرا آنقدر با جرح و تعدیل در ایران به چاپ
رسیده که بهتر است نام کتاب حوض در من!! باشد.
منبع :http://www.ahimsa.blogfa.com/post-3.aspx
لینک دانلود (حتما بشنوید)
رستنی ها کم نیست
من وتو کم بودیم
خشک پژمرده تا روی زمین خم بودیم
گفتنی ها کم نیست
من وتو کم گفتیم
مثل هذیان دم مرگ از آغاز
چنین درهم وبرهم گفتیم
دیدنی ها کم نیست
من و تو کم دیدیم
بی سبب از پاییز
جای میلاد اقاقی ها را پرسیدیم
چیدنی ها کم نیست
من وتو کم چیدیم
وقت گل دادن عشق روی دار قالی
بی سبب حتی پرتاب گل سرخی را ترسیدیم
خواندنی ها کم نیست
من وتو کم خواندیم
من وتو ساده ترین شکل سرودن را
در معبر باد با دهانی بسته واماندیم
من و تو کم خواندیم
من وتو واماندیم
منو تو کم دیدیم
من و کم چیدیم
من وتو کم گفتیم
وقت بیداری ی فریاد
چه سنگین خفتیم
من وتو کم بویدم
من وتو اما در میدان ها
آنک اندازه ما می خوانیم
ما به اندازه ما میبینیم
ما به اندازه ما می چینیم
ما به اندازه ما می گوییم
ما به اندزاه ما می روییم
من و تو کم نه که باید شب بی رحم و گل
مریم و بیداری شبنم باشیم
من وتو خم نه و درهم نه و کم هم نه که
می باید با هم باشیم
من و تو حق داریم در شب این جنبش
نبض آدم باشیم
من وتو حق داریم
که به اندازه ماهم شده
باهم باشیم
گفنتی ها کم نیست....
اين مطلب آخرين بار توسط Admin در Wed 19 Aug - 1:16 ، و در مجموع 1 بار ويرايش شده است.
_________________
می خوردن و شاد بودن آيين منست
فارغ بودن ز کفر و دين دين منست

Admin- مدیر ارشد

-

تعداد پستها: 296
اخلاق و برخورد: صميمي
ویژگی مثبت: منتقد , خلاق , متفاوت , آيده اليست
شخصیتهای محبوب: داريوش اقبالي , مصدق ,عبدالکريم سروش
حالت من:
Character sheet
1:


(0/0)

Re: ترانه نجواها را دوباره بشنويم ( خواننده فرهاد )
ممنونم ادمین
بینهایت با فرهاد مهراد وسبک خوندنش ارتباط برقرقرار میکنم
و اهنگ رستنی ها کم نیست که واسه خودش شاهکاریه
حتی به نظرم اهنگ هم میخواد بهت بگه "بد بخت زندگی کن"
بازم ممنون
بینهایت با فرهاد مهراد وسبک خوندنش ارتباط برقرقرار میکنم
و اهنگ رستنی ها کم نیست که واسه خودش شاهکاریه
حتی به نظرم اهنگ هم میخواد بهت بگه "بد بخت زندگی کن"
بازم ممنون
_________________
برای همه ما تنها یک راه وجود داره ، یا مملو از عشق باشیم یا لبریز از ترس

semiramis- طلايدار

- تعداد پستها: 420
حالت من:
Character sheet
1:


(0/0)
Re: ترانه نجواها را دوباره بشنويم ( خواننده فرهاد )
محشره
از حسن دقتت ممنون
از حسن دقتت ممنون
_________________
اگه لذت بخش نیست انجامش نده

ophelia- کاربر نمونه

- تعداد پستها: 35
Permissions of this forum:
شما نمي توانيد در اين بخش به موضوعها پاسخ دهيد









» سربازي
» روزگاران فتحعلي
» مهندسي چاقو !
» ()از دريچه دوربِين()
» آقاي صدا و سيما!!
» جمله هاي زيبا و + گاهي هم *
» ماندني نبوده و نيست ظلم شب به اين قبيله
» روز نوشت هاي يک تاتري دانشجووو
» مستند اجتماعي
» زن که نبودي اما....
» شايد شعر هاموبه تو تقديم کنم
» نقاشی ها چه مي گويند!!(روانشناسي نقاشي)
» آواره
» عجب صبري خدا دارد !
» سهام عدالت به روايت ملانصرالدين!
» انتــطار
» کتابسرا......
» علي کوچولو، ديگه کوچيک نيست )ترانه خاطره انگيز
» سفر در زمان